گوهر پنهان

همه ذرات ، پریشان ، زتو، کالیـــــوه وشادان
همه دستک زن و گویان: که تو در خانه مائی
همه درنور، نهفته. همه در لطف تو خفتـــــــه
غلط انداز بگفته : که  خدایا تو کجائــــــــــی ؟
چو من این وصل بدیدم ، همـه آفاق دویـــــــدم
طلبیدم ،  نشنیدم که چه  بُد  نام  خدائــــــــــی

2008051171637abre-noorani-22f.gif - image uploaded to Picamatic

روزی حضرت موسی به خداوند عرض کرد: ای خدای دانا وتوانا ! حکمت این کار چیست که موجودات را می‌آفرینی و باز همه را خراب می‌کنی؟ چرا موجودات نر و مادة زیبا و جذاب می‌آفرینی و بعد همه را نابود می‌کنی؟

خداوند فرمود : ای موسی! من می‌دانم که این سؤال تو از روی نادانی و انکار نیست و گرنه تو را ادب می‌کردم و به خاطر این پرسش تو را گوشمالی می‌دادم. اما می‌دانم که تو می‌خواهی راز و حکمت افعال ما را بدانی و از سرّ تداوم آفرینش آگاه شوی. و مردم را از آن آگاه کنی. تو پیامبری و جواب این سؤال را می‌دانی. این سؤال از علم برمی‌خیزد. هم سؤال از علم بر می‌خیزد هم جواب. هم گمراهی از علم ناشی می‌شود هم هدایت و نجات. همچنانکه دوستی و دشمنی از آشنایی برمی‌خیزد
.

آنگاه خداوند فرمود : ای موسی برای اینکه به جواب سؤالت برسی، بذر گندم در زمین بکار. و صبر کن تا خوشه شود. موسی بذرها را کاشت و گندمهایش رسید و خوشه شد. داسی برداشت ومشغول درو کردن شد. ندایی از جانب خداوند رسید که ای موسی
! تو که کاشتی و پرورش دادی پس چرا خوشه ها را می‌بری؟
موسی جواب داد: پروردگارا ! در این خوشه‌ها، گندم سودمند و مفید پنهان است و درست نیست که دانه‌های گندم در میان کاه بماند، عقل سلیم حکم می‌کند که گندمها را از کاه باید جدا کنیم. خداوند فرمود
:
این دانش را از چه کسی آموختی که با آن یک خرمن گندم فراهم کردی؟

موسی گفت: ای خدای بزرگ! تو به من قدرت شناخت و درک عطا فرموده‌ای
.

خداوند فرمود : پس چگونه تو قوة شناخت داری و من ندارم؟ در تن خلایق روحهای پاک هست، روحهای تیره و سیاه هم هست
. همانطور که باید گندم را از کاه جدا کرد باید نیکان را از بدان جدا کرد. خلایق جهان را برای آن می‌آفرینم که گنج حکمتهای نهان الهی آشکار شود.

خداوند گوهر پنهان خود را با آفرینش انسان و جهان آشکار کرد پس ای انسان تو هم گوهر پنهان جان خود را نمایان کن...

flor100.gif - image uploaded to Picamaticflor100.gif - image uploaded to Picamaticflor100.gif - image uploaded to Picamaticflor100.gif - image uploaded to Picamatic

منبع: اینترنت

 

/ 48 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م ر ی م

وقتی تمام یـکی بود یـکی نبودها در سرم میچرخند من میمانم ... [گل]

قصه گو

سلام دوست عزیزم "عاشق خدا" متاسفانه بعضی اوقات از این اشکالها پیش میاد[سوال] شما باید با پشتیبانی پرشین بلاگ تماس بگیری . اینم آدرسش: support@persianblog.ir موفق باشی دوستم

زهرا

سلام قصه گو جان روز تولد حضرت معصومه رو بهت تبریک میگم و همچین روز دختر بر تو مبارک باشه من آپ کردم و خوشحال میشم تو خوشحالی من شریک باشی البته بخشید یه خورده دیر شد[خجالت] موفق باشی [گل][گل][گل]

زهرا

سلام قصه گو جان روز تولد حضرت معصومه رو بهت تبریک میگم و همچین روز دختر بر تو مبارک باشه من آپ کردم و خوشحال میشم تو خوشحالی من شریک باشی البته بخشید یه خورده دیر شد[خجالت] موفق باشی [گل][گل][گل]

محمد

از این که ما رو غلط انداز کردی ممنون. ولی حالا که فکر می کنم میبینم خدا همین جاست، خیلی دور، خیلی نزدیک...

گل یخ

[لبخند]سلام و ایام به اکم هفته ای پر از خیر و برکت و رحمت داشته باشید [گل] بارش باران هنگامه ای بر پا کرده بود و .... دلم را بی تاب در رحمت دوست ساعتی بود که بر روی گلها و سبزه ها باز شده بود و روحم را از شور شاعرانه ای پرکرده بود آنچنان که تمنای بودنت در آن هویدا بود [گل]

نیایش

سلام دوست خوبم آپم اگه دوست داشتی بدونی چرا ما که باید شیعه ی علی باشیم می گویند مذهبمان جعفری است ؟ یه سری بزن[قلب]

مائده...

ای کاش می توانستم خون رگان خود را من قطره قطره قطره بگریم تا باور کنند ای کاش می توانستم -برای یک لحظه می توانستم ایکاش- بر شانه های خویش بنشانم این خلق بیشمار را گرد از حباب خاک بگردانم تا با دو چشم خویش ببینند که خورشیدشان کجاست و باورم کنند ایکاش می توانستم.. [گل]

دالیا

سلام قصه گو عزیز از اینکه به من سر زدی تشکر میکنم . شما هم وبلاگ پر ملاحتی دارید [تایید]و از اشنایی تون خوشحالم . [گل][خداحافظ]