میلاد حضرت عیسی (ع)

 

aa1aaallah[1].gif - image uploaded to Picamatic

وَالسَّلَامُ عَلَیَّ یَوْمَ وُلِدتُّ وَیَوْمَ اَمُوتُ وَیَوْمَ اُبْعَثُ حَیًّا.

289dijt.jpg - image uploaded to Picamatic

سلام بر او ، روزی که زاده شد و روزی که می میرد و روزی که دیگر بار زنده برانگیخته می شود.
در این کتاب مریم را یاد کن، آنگاه که از خاندان خویش به مکانی رو به سوی برآمدن آفتاب، دوری گزید.
میان خود و آنان پرده ای کشید و ما روح خود را نزدش فرستادیم و چون انسانی تمام بر او نمودار شد.
مریم گفت: از تو به خدای رحمان پناه می برم، که پرهیز گار باشی.
گفت: من فرستادۀ پروردگار تو هستم، تا تو را پسری پاکیزه ببخشم.
گفت : از کجا مرا فرزندی باشد، حال آنکه هیچ بشری به من دست نزده است و من بدکاره هم نبوده ام.
گفت : پروردگار تو اینچنین گفته است: این برای من آسان است ما آن پسر را برای مردم آیتی و بخشایشی کنیم و این کاری است حتمی و پایان یافته.
پس به او آبستن شد و او را با خود به مکانی دور افتاده برد.
درد زاییدن او را به سوی تنۀ درخت خرمایی کشانید. گفت: ای کاش پیش از این مرده بودم و از یادها فراموش شده بودم.
کودک از زیر به او ندا داد: محزون مباش، پروردگارت از زیر پای تو جوی آبی روان ساخت. نخل را بجنبان تا خرمای تازه چیده برایت فرو ریزد.
پس ای زن، بخور و بیاشام و شادمان باش و اگر از آدمیان کسی را دیدی بگوی: برای خدای رحمان روزه نذر کرده ام و امروز با هیچ بشری سخن نمی گویم.
سرانجام مریم در حالی که کودکش را در آغوش داشت از بیابان به آبادی بازگشت و به سراغ بستگان و اقوام خود آمد.
گفتند: ای مریم به راستی کار بسیار ناپسندی مرتکب شده‏ای. بعضی به او رو کردند و گفتند ای خواهر هارون! پدر تو آدم بدی نبود، مادرت نیز هرگز آلودگی نداشت.
در این هنگام، مریم به فرمان خدا سکوت کرد، تنها کاری که انجام داد این بود که اشاره به نوزادش عیسی کرد. به او گفتند چگونه با کسی که در گهواره [و] کودک است‏سخن بگوییم ؟!
آن کودک نوزاد زبان به سخن گشود و گفت: من بنده خدایم. او کتاب آسمانی به من مرحمت کرده و مرا پیامبر قرار داده است. و خداوند مرا وجودی پر برکت (وجودی مفید از هر نظر برای بندگان) در هر جا باشم قرار داده است و مرا تا زنده‌ام توصیه به نماز و زکات کرده. و نیز مرا نیکوکار و قدردان و خیرخواه، نسبت به مادرم قرار داده است. و مرا جبار و شقی قرار نداده است.

سلام و درود خدا بر من باد آن روز که متولد شدم، و آن روز که می‌میرم، و آن روز که زنده برانگیخته می‌شوم.

این است عیسی ابن مریم- به سخن حق- همان که دربارۀ او در تردید بودند.

نسزد خداوند را که فرزندی برگیرد. منزه است. چون ارادۀ کاری کند، می گوید:

1r6jbb.gif - image uploaded to Picamaticموجود شو. پس موجود می شود.1r6jbb.gif - image uploaded to Picamatic

(سوره مبارکه مریم آیات 15-35 )

decoration_30.gif - image uploaded to Picamatic

میلاد پیام آور توحید، عشق، محبت، صلح و دوستی
عیسی بن مریم 
بر پیروان و شیفته گانش
1star4b.gif - image uploaded to Picamaticمبارک باد.1star4b.gif - image uploaded to Picamatic
Merry Christmas

 6tpn15l.gif - image uploaded to Picamatic81p0k2f.gif - image uploaded to Picamatic

/ 29 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مدد

سلام میلاد پیامبر عشق حضرت عیسی مسیح(ع) مبارک باد با یک مطلب جدید در مورد تولد عشق چشم به راه نظرات و راهنمائی های شما هستیم منتظر و چشم به راه یاعلی

قلم

تمام لذت عمرم در این است كه مولایم امیرالمومنین است منم ولادت حضرت عیسی ع را به همه جهانیان و خوانندگان وبتون تبریک می گوییم. بازم منتظر حضور سبزتون هستم

محمودی

همکار قصه گو سلام ممنونم از این که از وبلاگ ما دیدن کردید. عید ولادت پیامبر صفا و دوستی را به شما تبریک عرض میکنم. موفق باشید.[گل]

هستیا

منم به همه ی مسحیان مخصوصا مسیحیانی که هم وطنم هستند میلاد روح الله عیسی بن مریم رو تبریک میگم همیشه بهاری باشی[گل]

مهدی-0-دفتر عشق

سلام خوبی؟ سال نو میلادی رو تبریک عرض میکنم مرسی از حضور گرم شما شاد باشی[گل][گل]

زيتون

بسم الله سلام ميلاد فرزند مريم طاهره برگزيده مبارک [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل] (....لا نفرق بين احد من رسله)[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

سیدمحمدرضاهاشمی زا ده

سلام صمیمی همدل اند یشمند قصه گو ....................... واین دوبیتیم تقدیم به دلنوشته های بسیار معطر وباطراوت وپر محتوایتان که لذت بردم...به زودی با حماسه عاشورا به روز خواهم شد تو هم جانی و هم جـــانانی ای دوست به دشت سینه ام بـــارانی ای دوست گل یاسی که با پیغــــــــــــــــام سبزت شمیم عشق می افشانی ای دوست .............. ای سبز ترین بهـــــــا رها در نامت می آیی ومی شکوفم از پیغــــامت ............... قدم معطرت بر دل ودیده...قلمت همیشه سبز...در این سرما ..پرسوز پر وبالتان گرم گرم ...از دیار نخل ودریا ..به صمیمیت عطر دوستیـــــمان سلامتان میکنم ...بهاری آمدی تا گل شکفتم...وحضور نورانیــــت.باعث شکوفایی دل وجان...و. نواندیشی وطراوت در شعرم خواهد شد..دوستیت پایدار

سعید

سلام قصه گوی مهربان دوست ارجمندم, ما در غربتی هستیم که از هنگام دمیدن روح خداوند در کالبدی نهیف بر ما عارض شد. در این باب تنها میبایست شکیب و بردبار باشیم تا روزی که از این حبس جان فرسا به سلامت بیرون شویم. غربت ما غربت جانکاهیست که هنر زندگی کردن را تنها به کسانی آموخته که آن را که بایست, دریافته باشند. نور همواره با تو و باتمامی کسانی باد که گام برداشتن در این سرزمین غریب را به بودن خویش و با بخشش عشق و آگاهی به دیگر رهپویان خسته و دردمند آسان می نمایند. با آرزویی نیک تورا به خالق نور میسپارم[گل]

کامبیز طاهری ابکنار

فرشته ها به خدا گفتند که این ادم را خلق نکن!او جز خون ریزی کاری بلد نیست.خدایا کودکان غزه در انتظار کمک هستن.سکوت نکنیم.طبیعت زیستکره