قصه دانه کوچک

الهی

faghat.gif - image uploaded to Picamatic

20080519233355ashar-2-f.jpg - image uploaded to Picamatic

دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید. سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود.
دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: « من هستم ، من این جا هستم. تماشایم کنید.»
اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد.
دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود . یک روز رو به خدا کرد و گفت:
« نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمی آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.» خدا گفت: « اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آن چه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی.»
دانه ی کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد. رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند.
سالهای بعد دانه ی کوچک، سپیداری بلند و باشکوه بود که هیچکس نمی توانست ندیده اش بگیرد؛ سپیداری که به چشم همه می آمد.

«عرفان نظرآهاری»

23jsrj7.gif - image uploaded to Picamatic23jsrj7.gif - image uploaded to Picamatic23jsrj7.gif - image uploaded to Picamatic23jsrj7.gif - image uploaded to Picamatic23jsrj7.gif - image uploaded to Picamatic23jsrj7.gif - image uploaded to Picamatic23jsrj7.gif - image uploaded to Picamatic23jsrj7.gif - image uploaded to Picamatic23jsrj7.gif - image uploaded to Picamatic

/ 29 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام قصه گو جان[قلب] عيد غدير بر تو مبارك باشه[لبخند] بسيار آپ زيبايي بود و معناي زيادي داشت راستي بخاطر امتحانام تو ان مدت كم سر ميزنم ولي از 10 دي تا 1 ماه نميام ولي تا قبل اون آپ كردي خبرم كن حتما سر ميزنم خدايا فقط تو ميتوني كمكم كني التماس دعا [گل][گل][گل][گل] [خداحافظ]

گل یخ

[لبخند]سلام و ممنون از لطف و مهربانی شما عید بر شما هم مبارک[گل][گل][گل][گل][گل]

گل یخ

[خجالت]خدایا راه صحیح رشد کردن را به من بیاموز [گل]خدایا کاری کن که اولیا و برگزیدگانت مرا ببینند و سفارشم را به تو کنند[گل]

آیکا

بیرون ز همه کون , درون دل ما است وز خلق جهان , بیک قدم منزل ما است! محنت همه, در نهاد آب و گل ما است پیش از دل و گل چه بود, آن حاصل ما است! [لبخند]

محبت و زیبایی

هان مشو نومید چون واقف نه ایی زاسرار غیب باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور (حافظ)[گل]

گل یخ

[لبخند]سلام و روزگار به شادی و خوشی آخرین روز پاییز و ........شب یلدا و........... شروع هفته ای جدید امیدوارم تمام لحظه های شما پر از خیر و برکت باشد[گل]

سحر

وقتي تو نيستي نه هست هاي ما چونان كه بايدند نه بايدها . مثل هميشه آخر حرفم وحرف آخرم را با بغض مي خورم . عمري است كه لبخندهاي لاغر خود را در دل ذخيره ميكنم باشد براي روز مبادا ! اما در صفحه تقويم روزي به نام مبادا نيست . آن روز هر چه باشد روزي شبيه ديروز ، روزي شبيه فرداست . اما كسي چه مي داند شايد امروز روز مبادا باشد !؟ وقتي تو نيستي نه هست هاي ما چونان كه بايدند و نه بايدها . هر روز بي تو روز مباداست ! سلام روز بخیر یلدا مبارک چند وقتیه نیستی کم پیداشدی...یه جشن کوچول موچولو تو کلبم دارم دوست داشتی بیا خوشحال میشم روز خوش شبت دراز و دلفریب و دوست داشتنی....[گل][گل][گل]

گلوریدا

گفتند : ستاره را نمي‌توان چيد و آنانکه باور کردند براي چيدن ستاره حتي دستي دراز نکردند. اما باور کن که من به سوي زيباترين و دورترين ستاره دست درازکردم و هرچند دستانم تهي ماند اما چشمانم لبريز ستاره شد!

معبد سکوت

سلام و عرض ادب عمرتون صد شب یلدا دلتون قدر یه دنیا توی این شبهای سرما یادتون همیشه با ما دل خوش باشه نصیبت غم بمونه واسه فردا یلدا مبارک[گل]

نیایش

سلام دوست مهربونم یلدای شما هم مبارک [دست] شاد و تندرست باشی[گل][قلب]